الشيخ حسين الحقاني
11
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
جهت كه براى موجود ديگر ، بهرهاى از واقعيّت هست . خطاى انديشه و نياز به بررسى احوال موجود همانطور كه در مطالب بالا شكّى نداريم در اين نيز شكّى نداريم كه : چه بسا ما خطا مىكنيم و آنچه را كه در واقع موجود نيست موجودى مىانگاريم و چه بسا آنچه را كه موجود هست معدوم مىپنداريم چنان كه انسانهاى گذشته ، اشيائى را به خيال خود ثابت مىدانستند و ما اكنون ( با پيشرفت علم و انديشه و تكنيك ) آنها را باطل مىدانيم و ضدّ آنها را اثبات مىكنيم و بطور قطع يكى از دو نظر متضادّى كه دربارهء موضوعى اظهار شده است ) خطا است و نظير اين خطا و اشتباه را ماهر روز برخورد مىكنيم و چيزى را كه به گمان گذشتگان موجود نيست اثبات مىكنيم و به اين ترتيب واضح مىشود كه در حكم خود راه خطا مىرفتيم . از اينجا نياز مىافتد كه اشياء موجود را با دقّت بررسى كنيم و خاصيّتهاى آنها را بدانيم تا با اين خاصيّتها آنها را از اشياء معدوم تميز دهيم و شكّ و ترديد را بر طرف سازيم و به مرحلهء يقين برسيم و اين ، تنها طريقى است كه ما را به واقعيّت اشياء از اين جهت كه واقعيّت دارند هدايت مىكند و به عبارت ديگر براى درك واقعيّت اشياء تنها طريق برهان را به كار مىگيريم زيرا فقط قياس برهانى است كه از ميان انواع قياسات ( مثل جدل و خطابه و . . . ) ما را به نتيجه قطعى و يقينى مىرساند همانطور كه از ميان انبوه اعتقادات ما نيز تنها يقين است كه واقع را كشف مىكند ( و ما را بسوى واقع ، هدايت و چهرهء حقيقى آن را بما نشان مىدهد ) . موضوع فلسفه « 1 » : اين نوع بحث ( يعنى مشاهدهء موجودات عينى و مطالعهء آثار آنها ) به ما امكان ميدهد
--> ( 1 ) - براى توضيح بيشتر در موضوع فلسفه و مباحث مربوط به آن مىتوانيد به منابع زير مراجعه نمائيد : الهيّات شفا مقالهء اوّل فصل هشتم - اسفار ج 1 ص 90 و ص 23 و ص 35 - تحصيل ص 292 - مطارحات ص 212 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 349 ص 353 ( شارح )